اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟

اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۱۷

(ویو نیلسو ) = جونگ کوک مثل یه گرگ وحشی اون مردک رو میزد.......دیگه بیخیال مرده شد و آمد سمتم اول نفسی عمیق کشید و دستاشو بین موهاش فرو برد........تهیونگ لب زد: پسر آروم باش کافیه.....، جونگ کوک با نگاهش کل بدنم را اسکن کرد....هر بار که به زخم و کبودی می‌رسید ....ابروهایش درهم آمیخته میشد......آروم لب زد: اینا .....( نفسی عمیق کشید تا خشمش را کنترل کند)کار اون بی شرفه.....جوجه؟ ، نگاهش تاریک بود اما نرمی ریزی وجود داشت برای همین مطمئن بودم میتونم خرش کنم...با لحن بچگونه و لب زدم: اهوم....اشکال نداله........میشه بلیم دیله ....، قهقهه ای زدن ......تهیونگ گونه ای که سالم بود رو آروم کشید ....آخی نمایشی گفتم......جونگ کوک برای اولین بار با لبخند و نرمی گفت: فنچ کوچولو.....دلبری میکنی؟.....الان خانم آمد منو آروم کنه ؟ موفق شدی....، لبخندی وسط اون همه آشوب و اندوه زدم .....میخواستم قدمی بردارم و از اتاق خارج بشیم که سرم گیج رفت......قبل از اینکه بخوام بیوفتم دستی با لمس داغ و آتیشی......بویی تلخ دور کمرم به حصار گرفت.........نفسش را روی گردنم خالی کرد _ راه نرو اذیت میشی.....، + جونگ کوک بلدم راه برم....، _ ولی نمیزارم زنم اذیت شه....، + میخوای چیکار کنی؟...، _ میخوام بزارمت روی کولم......، + شوخی میکنی؟.....تهیونگ لب زد: چی دارین میگین؟ هوم؟....._ هیچی میخوام جوجه رنگیمو بلند کنم که راه نره.....،تهیونگ خنده ای کرد.....خم شد و اشاره کرد برم روی کمرش....من رفتم روی کمرش و پاهای کبود و ظریفم رو دور کمرش حلقه کردم.........دست هایم را روی شونه اش گذاشتم.......کت بلند و مشکی اش را روی تنم انداخت تا بدنم دیده نشه.......بخاطر پیرهن سفید تا رونم که البته مال خودشه....._ تهیونگ ما مستقیم میریم خونه مون فردا بعد از مدرسه اش میایم خونه تون ناهار......، + چی ؟ ، تهیونگ خنده ای کرد و گفت: باشه پرو اقا برو دیگه......، توی پارکینگ در ماشین را برایم باز کرد و من سوار شدم .....خم شد و کمربند رو برایم بست . و کتش را روی پاهای برهنه ام انداخت و موهایی که روی صورتم بود را کنار زد _ جوجه قول بده مواظب خودت باشی......، + باشه...و اینکه جوجه نیستم اقا خره......، خنده ای کرد و در ماشین را بست.....سوار شد و به سمت خونه راه افتادیم.........


شرط= 100 لایک......10 بازنشر
دیدگاه ها (۱۲)

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

پارت ۲ | میز دردسرسازصبح روز بعد، تهیونگ دقیقاً ساعت ۷:۵۹ وا...

Heir of Light and Darknesspart : 5جونگ‌کوک اون قسمت و میمکید...

چندپارتی جونگ کوک

سناریو

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۴: گفت‌وگوی مردانه یا میدان جنگ؟همه هنوز ...

چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط