مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:

مامان بزرگم آخر همه‌ی تلفن‌هایش می‌گفت:
کاری نداشتم که!
زنگ زده بودم صداتان را بشنوم..

ما هم که جوان و جاهل،
چه می‌دانستیم صدا با دل ِ آدم
چه می‌کند...

#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۱)

آجرک الله یاصاحب الزمانپدری در دم مرگ است و به بالین پسرشپسر...

تسلیت یاصاحب الزمانسخت محتاجم به خلوتگاهِ طور سامراقلب تاریک...

💠 مهدی جان🔸 شرمنده ام که بینِ دعاهای شخصی ام🔹 "عَجِّل وَلیّ...

سلام حضرت عشق ،دردانه ی خدا.یامهدی#شیعه#یامهدی#اللهم_عجل_لول...

_____پارت⁷ نفرین کوچولو_____آن‌قدر در کوچه‌ها قدم زده بودم ک...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط