همچون باد

همچون باد
می رقصم به هر سو
در تازیانه های سرد طوفان
چون شبم
سرد و تاریک
تا سحرتنها
می بافم در خیالم
با کلاف تنهایی
قصه های
روزهای آفتابی
اما باران
طعنه میزند به
خیالهای آبکی من
بباف تو همچنان
دراز است کلاف زندگی.
دیدگاه ها (۱)

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط