پارت ۶

پارت ۶
وارد ویلا شدیم کنار دریا بود خیلی زیبا بود که مهوش شده رفتم سوت دریا نشستم و بهش خیره شدم
ویو کوک
دیدم الینا(خیلی یهویی تصمیم گرفتم عوضش کنم حیحی😁)
رفت کنار دریا منم رفتم ساکا رو گذاشتم تو ویلا ویلای بزرگی نبود فکر کنم کلا ۲ تا اتاق داشت بعد از درست کردن غذا الینا دو صدا کردم بیاد
ویو الینا
دست یکی رو رو شونم حس کردم و برگشتم
دیدم کوکه
-بلع
+بیا غذا بچه
ـ باشه
رفتن غذا وقتی تموم شد باهم ظرفا رو جمع کردن و آماده شدن برای خواب
۴۳تا لایک ۴ بازنگشت
بچه ها واقعا برای نبودم معذرت می‌خوام من درگیر امتحانات با و م و نتونستم بزارم و الان گذاشتم و خب تریاک مرسی ه بهم مغذم خوب کار نمیکنه بتی✨😁🤣🧘🏻
دیدگاه ها (۴)

پارت ۳ساعت۹ صبح///////ویو الینا:از خواب بلند شدم و دیدم بین ...

رمان

فیک تهیونگ

p19دیدم یه ناله ی ضعیفی میاد(استغفرالله)رفتم در اتاق رو باز ...

وقتی بهت خیانت کرد

dark love

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

ویو یونگیاون ویدیو رو دیدم و ناراحت شدم،من چرا اون کارو باها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط