دیشب خونه رفیقم رفتم خواهرش بدون روسری

دیشب خونه رفیقم رفتم خواهرش بدون روسری

با ی تیشرت و شلوارک اومد دم در سلام و احوال پرسی

دستشو آورد جلو منم با کلی خجالت دست دادم

وقتی رفیقم اومد ازش معذرت خواستم و گفتم

داداش شرمنده آبجی شما هم آبجی خودمونه




یهو زد تو سرم و گفت یابو داداشم بود من که خواهر ندارم
دیدگاه ها (۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part13سکوت کردم چشامو بستم صدای بازو بسته شدن...

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و سلبای خشکمو ترر کردم و به سق...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔ویو آنیا بیدار شدم ساعت 1 ظهر بودددداین...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟗داشتم چندتا برگه رو بررسی میکردم، که ز...

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

I can be myself with himPart⁹⁴وقتی که نشستیم،تازه فهمیدیم بط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط