پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت.۳۴
ویو جونگهی

(کوک کلا با گریه میگه)
کوک: من تو یه خانواده معمولی به دنیا اومدم..ولی بدبخت عالم منم..تو سن ۱۰سالگی تصادف کردیم و مادرم به مدت یکسال رفت تو کما..بعد از یکسال که خوب شد..من رو دزیدن و خب جلوم به یه دختر تج*اوز کردن و کشتنش..بعد از اون..حدود سیزده سالم بود که دوستم مرد..هق.. یکسال بعد خواهر بزرگترم جلو چشمام خود*کشی کرد..من همیشه تو مدرسه برام قلدری می کردن ولی من مدرسه رو دوست دارم..خانوادم هم همینطور..ولی الان فقط دورم ازشون..

فقط گوش میدادم..
با اینکه میدونستم.
اما..یه چیز رو نگفت..


تج*اوز به خودش..


جونگهی: من میتونم ذهنت رو بخونم..اون روز که به دختره تج*اوز کردن..
نذاشت ادامه حرفم رو بزنم..
کوک: به منم تج*اوز کردن..اونم چند نفری..
جونگهی: مگه مرد نبودن؟

کوک: آره..گیرایشِ شون این بود که من رو از کو*ن مورد عنایت بدن.
جونگهی: عجب!
کوک: تو زندگیت راحت بوده نه؟

خنده ای سر دادم..
جونگهی: از من بگیر تا تهیونگ هممون بدبختیم..
کوک: چی..؟

جونگهی: تو سن کم مادرم رو جلوی چشم من ‌ ا.ت و جیمین کشتن.
تهیونگ رو درحدی شکنجه کردن که.. با اینکه خون آشام بود..تا یک ماه تو کما بود..تو سن ۱۱۰ سالگی عاشق یه دختر شدم..منو به صندلی بستن بعدش چلو چشمام تیکه تیکه کردنش و تیکه هاش رو سوزوندن..عشق قبلی ا.ت رو چلو چشماش جوری شکنجه کردن که ا.ت تا دوسال لال بود..جیمین رو چندین بار دزدیدن و شکنجه کردنش..جلو چشمای تهیونگ مادرش رو سوزوندن ..پدرمون رو جلو چشمامون دار زدن..پدر تهیونگ هم انداختن تو دهانه آتش فشان..
تهیونگ برای این که به ا.ت تیر نخوره..تا مرگ رفت..یکبار ا.ت رو جوری شکنجه کردن که دیگه نمیشد به بدنش نگاه کرد..

نمیدونم کی اشکام ریختن ولی الان فهمیدم که خیلی وفته اشکام بیصدا میریزن.
جونگ کوک انگار که زندگی مارو شنید بیشتر گریش گرفت.

کوک: تقصیر کی بود؟(گریه)
جونگهی: کای سو
کوک: کای سو کیه؟
جونگهی: همونی که تمام خاطراتت رو به یادت آورد.
کوک: خداااا من میکشمشششششش..

از رو تخت بلند شدم و گفتم..
_: نمیخواد بکشیش..
کوک: هعیی
جونگهی: راستی از فردا میری مدرسه..بعدش با ا.ت میرین خونه مادر و پدرت..میتونین تا دو شب اونجا بمونین..چ اینکه کسی نباید بفهمه ا.ت خون آشامه..

انگار از خوشحالی پر درآورد..
سریع گفت..
_: اخخخ جوننننن
خندیدم و از اتاق خارج شدم..
ادامه دارد...
شرایط پارت بعد
لایک: ۱۲
کامنت: ۴
باییی
دیدگاه ها (۱۲)

پسرِ آدمیزادپارت. ۳۶ویو ا.تاز وقتی که جونگ کوک از اتاق جونگه...

#ایران_قوی

پسرِ آدمیزادپارت. ۳۳ویو جونگهیجونگ کوک رو خوابوندم.و پتو رو ...

پسرِ آدمیزادپارت. ۳۲ویو جونگ کوکا.ت،جیمین،جونگهی داشتن خون م...

طراح عشق

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط