دلم مرگ میخواهد !

دلم مرگ میخواهد !
بی صدا !
بی هیاهو !
بی شــــــــــــلوغی !
بی گریه ها و ضجه های مادرم !
آرام محو شوم از صفحه ی زنــــــــــــدگی !
جوری که انگار از اول نبــــوده ام . . .
دیدگاه ها (۲)

تـو همہ ے خآطرهـ هـآ یہ لبخندیـ هستــ کہ اشکـ آدمـو در میاره...

مـَنَـمـ تـا یـِہ حـَدۍ مـیـتـونَـمـ غُـرورمـُ بـِشـکَـنـمـ ...

+ داری چیکار میکنے?- نگاه?+ بہ چے???- بہ اینکہ ڪم ڪم دارم از...

امشب شب اخر یه که مزاحم دلت شدم...خورشید فردا مال تو...ببخش ...

گاهی باید رفت و گوشه دنجی بدور از هر هیاهو و تلاطمی نشست و آ...

من کیستم؟!یک قِصه ناتمام ام ، پر از واژه های ِ مبهم!#ستاره_ط...

پنهانت میکنم ...پشت پلک شب !زیر سایه ی شمعدانی ها !دردهان صن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط