یادمه یه بار وقتی کنارش بودم ؛

یادمه یه بار وقتی کنارش بودم ؛
موهامو تو دستش گرفتو گفت :
بهم یاد میدی چجوری موهاتو ببافم ؟!
دوس دارم یاد بگیرم وقتی مالِ خودم شدی موهاتو ببافم ...
تو چشام نگا میکرد اینا رو میگفت ...
قلبم از جاش درمیومد ...
با ذوق یادش دادم ولی یاد نمیگرفت ؛
اونجا بود که فهمیدم راست میگن پسرا خنگن ...
ولی اون پسر با همه فرق داشت ؛
اون خنگِ دوست داشتنیه من بود !!... ^_- ❤
دیدگاه ها (۱۳)

دستــٺ را روی قلبــم بگــذار و با دوستــٺ دارمی سـاده تپیــ...

بگذر ز من ای آشناچون از تو من دیگر گذشتمدیگر تو هم بیگانه شو...

"دوست داشتن"، تجسمِ "داشتن" است ... و تو تمامِ وقت بی آنکه ب...

اگر مستم من از، عشق تو مستمعشق تو مستم ،عشق تو مستمبیا بنشین...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

سر جاش خشکش زد اینکه که گول میارو. خورد و با اون خوابید و نا...

نامجون ساکت شد. یه لبخند کوچیک زد و نگاه کرد به پنجره.نامجون...

پارت ۵۵:مادر(ماری)یک بار دیگه به صورت ماه سونگ آه نگاه کردم....

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

Otagh baghli Part 50 «ویو ا/ت بعد از مدرسه » صدای قدم هام رو...

چندپارتی تهیونگ

پارت ۳۵

وقتی بین بچه هاتون فرق میزاره تکپارتی تهیونگ:ا.ت عقلت سرجات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط