عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرد

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرد

در نبرد با رقیب از من هواداری نکرد

بر در ودیوار کوبیدم برای بودنش

او برای ماندن خود هیچ اصراری نکرد
دیدگاه ها (۴)

نوجوان ۱۵ سالهای که برای نجات دو زن به دل آتش زد

مهمونی پارت ۵۸

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

پارت دو

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط