P15🧸

P15🧸




&اره(گریش میگیره)
-هشش آروم باش عزیزم
&داداش تروخدا به بالا چیزی نگین(گریش شدید تر میشه)
-مگه میشه نگم وقتی اینقدر فرسته ی منو اذیت کرده
&نه تروخدا نگین اون وقت بازم منو میزنه(گریه وحشتناک)
-مگه من میزارم اون دستش به تو برسه (محکم بغلش می‌کنه)
&ش...شما نمی....تونید...کاری بکنید(گریه)
-هششش تو الان به اینا فکر نکن گفتم من حلش میکنم دیگه(محکم تر بغلش می‌کنه و سرشو میبوسه)
&(تو بغلش گریه می‌کنه) عه جونگی خوشگلم بس کن دیگه
&چشم معذرت می‌خوام(از بغلش در اومد بیرون و اشکاشو پاک کرد)
-داداشی
&بله
-ببخشید اگه سرت داد زدم من واقعا قصد نداشتم دلتو بشکونم معذرت می‌خوام فرشته کوچولوم
&مهم نیست
-ببخشید قشنگم ببخشید (میگرتش تو بغلش و صورتش رو بوسه بارون می‌کنه)
&اشکالی نداله داداشی
-اخه من چطوری تونستم سر عروسکم داد بزنم
&داداشی فلاموشش من
- واقعا نمیودونم چی بگم قشنگم
&عه داداشی کافیه
-باشه...جونگی
&بله
-بابا فقط این بار کتکت زد یا همیشه اینکارو می‌کنه
&همیشه(ناراحت و سرشو میندازه پایین)
-الهی بمیرم برات
&خدا نتونه
-مامان چیکار می‌کنه
&هه مامان خود مامانم منو همیشه کتک میزنه حتی بیشتر از بابا
-چی پس تو چرا هیچی به من نگفتی
&آخه چی میدوفتم
-قشنگم تو باید به من میگفتی همین الانشم دیر نشده دیگه اجازه نمی‌دم ببیننت
&چی
-دیگه از این به بعد قراره تو پیش من بمونی عروسک
&نه نمیشه
-چرا؟
&خوب نمیشه دیگه
-اخه چرا؟
&من اصلا نمی‌خوام مزاحمتون بشم
-الهی قربونت برم من این چه حرفیه عشقم تو نفس منی زندگی منی چه مزاحمی
&ممنونم اما نه
-جونگی عزیزم لطفا ازت خواهش میکنم
&داداش دوست ندارم سربارتون بشم
-تو این حرفارو از کجا یاد گرفتی
&بابا همیشه بهم میگه تو فقط یه سرباری
-اونو ول کن عشقم دیگه بهش فکر نکن داداشی تو از این به بعد پیش من میمونی پرنسمم دیگه هم نمی‌خوام چیزی بشنوم فهمیدی؟
&چشم
-آفرین...جونگی
&بله
-تو دیگه از دست من ناراحت نیستی؟
&نه به خاطر چی
-واسه اینکه سرت داد زدم
&داداش مگه قرار نشد دیگه راجب اون حرف نزنیم
-اخه من خیلی دلتو شکستم
&شما هیچ وقت دلت منو نمیشکونین
-جونگی
&داداش کافیه دیگه
-باشه عزیزم
&مرسی(می‌ره تو بغلش)
-داداشی
&بله
-اون عوضی کی اینکارو باهات کرد
&سه روز پیش
-اخ الهی بمیرم برات چطوری تحمل کردی تا الان حتما خیلی درد داشتی نه؟
&اره خیلی
-الهی بمیرم برای اون دلت چی کشیدی
&خدا نتونه
-قشنگم میشه ازت خواهش کنم بری حاضر شی باهام دیگه بریم بیمارستان تا کمتر رو پانسمان کنن؟



ادامه دارد…
دیدگاه ها (۴۰)

شاید نه قطعا

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟰-من میخوام همسره آیندم لیا باشه +چی ¥هوی جونگ کوک میفهم...

یون: آره جذابی تو کی هستیلولا: اممم خببب خواهر ناتنی ته هستم...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

میری تو یه مغازه.یه لباس رو نگاه می‌کنی، قیمتش رو می‌پرسی، م...

پارت سههانا: چیییی واقعا نکشتینش یونگی: مگه تو بیهوش نبودیها...

عشق بعدی

Part94

پارت ۸۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط