می‌گویــنــد : نویسنده‌ها « سیــــــگار » می‌کشند…!

می‌گویــنــد : نویسنده‌ها « سیــــــگار » می‌کشند…!

نقاش‌ها « تابــــلـــــو »

زندانی‌ها « تنهـایــی »

دزدها « ســَــــرک »

مریض‌ها « درد »

بچه‌ها « قــَد »

و من برای کشیدن

« نــفــــس‌های تـــو » را انتخــاب می‌کنم …
دیدگاه ها (۱)

چشـــــــم هایت آشــــــوب به پا کرد !و مــــــــن لحظه ای ا...

عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر استبی قرارم کرده و گفته صبور...

کاش می دانستم بعد از مرگماولین اشک از چشمان چه کسی جاری می ش...

هر وقت دلم گرفت لبخند میزنم به یاد کسی که برای لبخندش بارها ...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

نه برای کسی می‌تپم،نه کسی برای من.تنهایی‌ام را با خودم تقسیم...

انسانی را می‌ربایند، روزها خانواده‌اش را میان امید و هراس مع...

عاشقانه های شبنم

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

ســـــــــلامایده‌های ذهنت را با من در میان بگذار… 𓍯اگر ایده...

🚩 «هر کدام از آنها فرصتی برای استراحت داشتند… به جز من.»روای...

بچه ها بنظرتون کدوم عکس رو برای رمانانتخاب می‌کنید از نظر خو...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط