تار و پود هستیم بر باد رفت، اما نرفت

تار و پود هستیم بر باد رفت، اما نرفت

عاشقی ها از دلم
دیوانگی ها از سرم

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۱)

صبح که بیدار میشوم فراموش میکنم دوری،نیستی، ندارمت یا رفتار ...

چه حرف ها که درونم نگفته می ماندخوشا به حال شماها که شاعری ب...

امشب اجازه اش را از خدا میگیرم نامه های من باید جور دیگری آغ...

یک نفر هست ؛که خودش نیست ولی خاطره اش ،صبحِ هر روز مرا ،سخت ...

🌸صبح را آغاز میڪنیم✨با نام خدایی🌸ڪه همین نزدیڪیهاست✨خدایی ڪه...

🌸صبح را آغاز میڪنیم✨با نام خدایی🌸ڪه همین نزدیڪیهاست✨خدایی ڪه...

وقتی شب دهان باز می‌کند تا زمزمه کند، صدایش دیگر نجوای باد ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط