fake kook

fake kook
part*31

ا.ت: عمو مامانم کجاست
پ: مامانت خسته بود خوابید
ا.ت: خب بهش میگی من رفتم بیرون
پ: باشه عزیزم برو
ا.ت: ممنون
کوک: همم منم میخوام برم بیرون اگه میخوای بری تا برسونمت
ا.ت: نه ممنون
پ: دخترم برو داداشته دیگه
ا.ت: خب باشه
رفتیم تو ماشین
ا.ت: وایی
کوک: چیه
ا.ت: چقدر خوشگله
کوک: ماشینمو میگی
ا.ت: اره خیلی خوشگله من ارزوم بود تو همچین ماشینی بشینم
کوک: بلدی رانندگی کنی
ا.ت: اره
کوک: اون ماشین اونجا میبینی
ا.ت: خب مثل ماله تو
کوک: برای تو
ا.ت: برای من؟
کوک: اره
ا.ت: نه
کوک: حرف نزن برای تو خب بریم
تو راه بود داشتیم میرفتیم
ا.ت: تاحالا رانندگیتو ندیده بودم
کوک: الان میبینی دیگه
ا.ت: اخ دستم
کوک: دستت چشه
ا.ت: درد میکنه
کوک: دستتو بده
ا.ت: چرا
کوک: بده
ا.ت: باشه چیه
کوک: بزار بوسش کنم خوب میشه
ا.ت: 😂
کوک: خنده نداره من همیشه مامانم اینکارو میکرد خوب میشد
ا.ت:یعنی من اگه لبم درد کنه
کوک: مگه لب درد میگره؟
ا.ت: زخم بشه
کوک: خب
ا.ت: بوسم میکنی
کوک: الان میخوای لبتو بوس کنم
ا.ت: همینجوری میگم
کوک: بزار الان دارم رانندگی میکنم بزار برا بعد

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۱)

fake kookpart*32کوک: رسیدیما.ت: خب من میرم بعد تو بیاکوک: او...

fake kookpart*33یک ساعت بعدمینهو: بازی تموم خب بریم نتایجسوج...

fake kookpart*30چند دقیقه بعدکوک: گوشیت داره زنگ میخورها.ت: ...

fake kookpart*29از دید کوکم: وایسا ظرفارو جمع کنکوک: خودم جم...

طراح عشق

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط