می نویسم من برایت از دلم

می نویسم من برایت از دلم
می کنم اِفشا من امشب، راز خویش

من پر از هُرم نفس هـای توام
می نوازم حرف دل با ساز خویش

تو برایم از کلام عشق گو
من برایت قصّه ی دلدادگی

من برایت سازی از دل می زنم
تو بخوان آواز گرم زندگی

آه ای سرسبز تر از دشت هـا
بی تو بر چَشمم نشینَد شبنمی

در بهـارِ سبزِ رویا های من
همچو عطر یاس و عطر مریمی

من پر از احساس بودن با توام
این تویی درمانگر غم های من

می زنم فریاد و می گویم به تو
«دوستت دارم »همه دنیای من
دیدگاه ها (۲)

چه شبی است!چه لحظه‌های سبک و مهربان و لطیفی،گویی در زیر بارا...

دوستت دارم هایت را به کسی نگوهمه را نگه دار برای خودممن جانم...

یک سبد بابونه از من، دشت وصحرا مال تونسترن، مریم ، همه گلهای...

ﮔُﻔﺘَﻢ ﺑﻪ ﻟَﺒَﺖ ﭼﯿﺴﺖ ﻧَﻬﺎﻥ ﮔُﻔﺖ ﻧَﻤَﮏﮔُﻔﺘَﻢ ﻧَﻤَﮑﺖ ﺭﺍ ﺑِﻤﮑﻢ ...

قصه تلخ از عشق

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط