عشقی دوباره²
عشقی دوباره²
p⁵
+همینجا دوست دارم به ف*ا*ک*ت بدم(بم)
_...
هیچی دیگه نگفت و به رانندگیش ادامه داد
رسوندم دم در و خودش رفت
با اعصبانیت رفتم بالا که جوونو دیدم
÷خوب بود؟(لبخند)
_جوون واقعا که(بغض)
÷چیشده؟(تعجب)
_دوست داشتی با جونگکوک ازدواج کنم از اینجا برم آرههه؟
÷ا.ت آروم باش بگو
_سر قرار رفتم
÷خب...
_اون جونگکوک عوضی اومده بود سر قرار
÷(خنده)جوک بامزه ای بود؟
_جدی باش
÷بخدا نمیدونستم
_گوشیتو بده
÷بیا
توی گوشیه جوون رفتم و جونگکوکو بلاک کردم
_بیا
÷خدایی کوک بود
_آره
÷چقدر مثل کینه بهت چسبیده
...:سلام بیبی
_(جیغ)
...:(خنده)
_وحشی
$ببخشید نمیتونم نخندم(خنده)
÷کرم داره
"ویو شام"
=ا.ت مطمئنی؟
_چیو مطمئنم؟
=فرصت بهش...
_لیدا رک حرفتو بزن میخوای از این خونه کلا برم
=منظورم این نبود
_خب...نمیخوام بهش فرصت بدم
$ولی من میگم جونگکوک دوست داره
_معلومه با اون سیلی...
$خیلی کینه داری ا.ت
_هانول تو حرس چیو میخوری؟
$حرس اینکه کوک دوست داره ولی نمیخوای قبول کنی؟
_بعدا دربارش فکر میکنم
÷یادتونه بچه ها
_چیو
÷وقتی ۱۳ سالمون بود تو مدرسه باهم آشنا شدیم قول دادیم بیایم کره
$یادش بخیر
_اهوم
=منم به زور آوردین(پوکر)
_÷$(خنده)
=منو به زور آوردن کره بی شعورا
_بدم بهت نمیگذره
=من میخواستم برم اسپانیاااا
زینگگ،زینگگ،زینگگ
÷کیه بنظرت
_نمیدونم
رفتم درو باز کردم که...
p⁵
+همینجا دوست دارم به ف*ا*ک*ت بدم(بم)
_...
هیچی دیگه نگفت و به رانندگیش ادامه داد
رسوندم دم در و خودش رفت
با اعصبانیت رفتم بالا که جوونو دیدم
÷خوب بود؟(لبخند)
_جوون واقعا که(بغض)
÷چیشده؟(تعجب)
_دوست داشتی با جونگکوک ازدواج کنم از اینجا برم آرههه؟
÷ا.ت آروم باش بگو
_سر قرار رفتم
÷خب...
_اون جونگکوک عوضی اومده بود سر قرار
÷(خنده)جوک بامزه ای بود؟
_جدی باش
÷بخدا نمیدونستم
_گوشیتو بده
÷بیا
توی گوشیه جوون رفتم و جونگکوکو بلاک کردم
_بیا
÷خدایی کوک بود
_آره
÷چقدر مثل کینه بهت چسبیده
...:سلام بیبی
_(جیغ)
...:(خنده)
_وحشی
$ببخشید نمیتونم نخندم(خنده)
÷کرم داره
"ویو شام"
=ا.ت مطمئنی؟
_چیو مطمئنم؟
=فرصت بهش...
_لیدا رک حرفتو بزن میخوای از این خونه کلا برم
=منظورم این نبود
_خب...نمیخوام بهش فرصت بدم
$ولی من میگم جونگکوک دوست داره
_معلومه با اون سیلی...
$خیلی کینه داری ا.ت
_هانول تو حرس چیو میخوری؟
$حرس اینکه کوک دوست داره ولی نمیخوای قبول کنی؟
_بعدا دربارش فکر میکنم
÷یادتونه بچه ها
_چیو
÷وقتی ۱۳ سالمون بود تو مدرسه باهم آشنا شدیم قول دادیم بیایم کره
$یادش بخیر
_اهوم
=منم به زور آوردین(پوکر)
_÷$(خنده)
=منو به زور آوردن کره بی شعورا
_بدم بهت نمیگذره
=من میخواستم برم اسپانیاااا
زینگگ،زینگگ،زینگگ
÷کیه بنظرت
_نمیدونم
رفتم درو باز کردم که...
- ۷.۵k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط