تک تک خیابان هارو می‌گشت و اسمش را صدا میزد به امید اینکه

تک تک خیابان هارو می‌گشت و اسمش را صدا میزد به امید اینکه پیدایش کند.ولی بی فایده بود..او امید داشت که برگردد.ولی او هیچوقت برنگشت.
دیدگاه ها (۰)

اگه میبینی حرف نمیزنم..معنیش این نیست که افسرده شدم.

و شبی که پایان ندارد..

او هر روز شاد و خوشحال بود..میرقصید،عین دیوانه ها به دور خود...

خسته ام..از فردایی که معلوم نیست.

رضا پهلوی بی عرضه چند ماه قبل طرفدارانش را با این امید که «ن...

جا ماندامدرصدایت در نگاهت در دستهایت دراغوشتدرست مثل پاییز د...

هیچکس بعد از رفتن کسی نمیمیرداگر منظورتان از مردن این است که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط