چمدان من کو؟

چمدان من کو؟
راه بس دشوار است
و بیابان ها در پیش
باز فریاد زدم!
چمدان من کو؟
وقت من تنگ شده
سفری در پیش است
بی برگشت!
همه مبهم!
راه مانده و نرفته از آن
آه!
خود می دانم
بی ره توشه سفر نتوانم
نعره ای باز زدم
چمدان من کو؟
وقت من تنگ تر است
چند قطار!!
رفته از این ماندن من
چندمین را می توانم که سوارش باشم؟
اگر اینگونه به کندی پی او باشم من
هیچ قطاری شاید
ته آن کوپه آخر هم
نه برای خود من!
و نه تنهایی من!!
تکه جایی نتواند بخشد.
لحظه ای ترسیدم
من از این فکر سیاه
با شتاب!
نعره ای از ته اعماق دلم داد زدم
تندتر از سرعت باد
چمدان من کووووو؟؟؟؟؟؟



کوردان مانا
دیدگاه ها (۱۶)

I'm not jealous part 64یهو نفس کم آوردم و ازش جدا شدم در حال...

رمان :قرارداد سرنوشت

Part 1

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط