در حریم گرم اغوشت، یخ تنهایم اب شد .

در حریم گرم اغوشت، یخ تنهایم اب شد .
نفس های بی جان باز بی تاب شد.
انگار درنگاهت جادو خوابید بود
ک نگاهم این چنین بعد تو بی خواب شد.
دیدگاه ها (۲)

شاعرانہ نگاهم ڪنو عاشقانہ نوازشم ڪنآرام‌آرام تفسیرم ڪنو نفس‌...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

تو برای من فقط یک «دوستت دارم» ساده نیستیتو همان اتفاق نادری...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

🌷🌷🌷🍧 فالوده کرمانی خنک و پر طرفدار که تو هوای گرم تابستون وا...

مستان همه افتاده‌... و ساقی نمانده... یک گل برای باغبان، باق...

رمان عشق ممنوع

💕📎... خواب میدیدم که درباران پرستیدم توراچشم من روشن،درآن رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط