وقتی داری آشپزی میکنی و از پشت بغلت میکنن

وقتی داری آشپزی میکنی و از پشت بغلت میکنن

نامی: عوم خانم قشنگ من داره چیکار می‌کنه

جین: هندسام دوم دستات خسته میشه ها بزار کمکت کنم

پیشی: کیتن من با میو میو کردن اعلام حضور کن

هوپی: امید زندگیم هزار بار میگم بیا خدمتکار بگیریم ک تو سختت نشه آخه چرا حرف گوش نمیکنی

موچی: عشقم هعی میری تو آشپز خونه دلت برا من تنگ نمیشه؟..🥺

ته ته:عشقم من کم کم دارم ب خونه و آشپز خونه حسادت میکنم ینی چی آخه همش سرت با اونا گرمه خو منم ب بیبیم نیاز دارماا

کوکی: عجقم بیا اینور من می‌خوام کوکی درست کنم ناهار امروزم با من
دیدگاه ها (۵)

پارت پنج

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

.force by your side به اجبار کنار تو part: 21عمارت: جینا: سا...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

دوست دختر کوچولوی من ویو پیش بزرگترا م/جس: پدر جان واقعا سل...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

Part ¹⁵ویو جونگکوک دختر خیلی خوشگلی بود به قول مامانم قرص ما...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط