بیمارستان...✔ ✘✔

بیمارستان...✔ ✘✔
اتاق عمل...✔ ✘✔
شوک...✔ ✘✔
خط صاف...✔ ✘✔
شوک...✔ ✘✔
یه خط صاف...✔ ✘✔
یه بوق ممتد...✔ ✘✔
یه ملافه ی سفید...✔ ✘✔
سردخونه...✔ ✘✔
قبرستون...✔ ✘✔
سر خاک...✔ ✘
صدا...✔ ✘
اشک...✔ ✘✔
جیغ...✔ ✘✔
گریه...✔ ✘✔ ✔
پایان شیطنت هام...؟!؟!✔
آرزوی خیلیا.......✔
راحتی خیلیا......✔
خوشحالی خیلیا......✔ .......✔
 سلامتی این روز ک خیلی "

فقط بــــیــــاد......
دیدگاه ها (۱۴)

Loading.......😍 😍 ☺

happy my birthday😍 ☺

..... ::بیچـــــاره مَن <<<<<<ڪِہ هًمـــــہ گٌفتًڹ مآشاللّہ:...

سرفه :/چن تا قطره خون⭕ :(دکتر 🕵 🚑 بیمارستان 🚨 آزمایش 📃 سرطان...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

You are paying back karma پارت³⁸«دو ماه بعد»حالا نه ماهش شده...

The Last Shadow

پارت ۲: وقتی زمان ایستادهوا سنگین بود. اون روز، برخلافِ همه‌...

پارت ۵۶:تقاص بی پایان(سولار)دست هام می لرزید و توان کنترلش ر...

I can be myself with himPart¹⁰⁵۱۰ دقیقه بعد..نگاهم رو بهشون ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart:6که یهو...یاس:...

سناریو تهیونگ

وقتی آسانسور ایستاد، دایون بدون هیچ ترسی به بیرون قدم برداشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط