 دخترک 6 ساله که سرطان داشت پای اتاق عمل با چشمای لرزون

 دخترک 6 ساله که سرطان داشت پای اتاق عمل با چشمای لرزون به پرستار نگاهی کرد و گفت: . . . . . من, مامان و  بابام  پول ندارن،میشه قبل از عمل بمیرم...؟ . . . . برای سلامتی همه کودکان مبتلا به سرطان دعا کنید . . . دوست دارم همه تو مومنتشون بذارن تا همه ببینن
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی(درخواستی)

وقتی بین پسر و دخترش فرق می‌گذاشت P¹جیهوپ از وقتی جیهو و سو...

رمان تهیونگ

برده عمارت جئون

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

[•] عمارت عشق [•] part:  19دازای نگاهش کمی نرم شد... این مدت...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

دو پارتی غمیگن از کوکو...پارت ۲ و اخر

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط