این مطلب طنز نیس... ولی باحاله

این مطلب طنز نیس... ولی باحاله

میگن یه روز یه راننده تاکسی اخرای ساعت کارش تو شب داشته تو یه کوچه میرفته

یه مرده رو سوار میکنه

اقاهه به راننده تاکسی میگه : تو منو میشناسی؟

راننده میگه نه ...

چند متر جلو تر یه خانوم خوشگل رو سوار میکنه

دوباره آقاهه با عصبانیت میپرسه : میگه منو میشناسی یا نه؟؟؟

راننده : ای بابا میگم نه دیگه حالا تو هی بپرس !!

آقاهه بهش میگه من عزرائیلم !!!!

راننده هم بهش میگه برو بابا دلت خوشه....

یهو خانومه میگه ببخشید آقا شما با کی حرف میزنی ؟؟؟

جز من که کسی تو تاکسی نیست ....

راننده هم که داشت از ترس می مرد سریع از ماشین پیاده شد و فرار کرد

.

.

.

.

.

و اینگونه شد که دوتا اون آقاهه و خانومه ماشین رو دزدیدند تا یه هفته

به راننده تاکسی میخندیدند..

پ.ن : این داستان ایرانی واقعی هستش و تو مشهد اتفاق افتاده ...
دیدگاه ها (۳)

یه گردشگر ایرانی با موتور داره کل افغانستان رو میگرده. میگه ...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟔بادیگارد ماشین رو اورد جیمین در ماشین رو باز کرد تا نی...

پارت ۹ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو نویسندهدامیل : چیشد میاد انی...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : nine سریع سمت یکی از ماشینای میل...

My idol

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

دوست دختر کوچولوی من پارت2|مرد تقریبا پیر امت جذابی از ماشی...

لبخند قاتلپارت²⁰ویو جونگ‌کوکنگاهم از روی ماشین مشکی برداشته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط