نومیدی

در التهاب حنجره...سرد و سیاه و دود....
فارغ شده زخستگی...بودند یا نبود....
هزار بار دلم سوخت در غمی مبهم...
دیدگاه ها (۰)

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت هشتم: نفرینِ دودات با صدای خ...

p25

خودسری که حتی وزرایش را قبول نداشت

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وششم: نفرینی که در تاریکی زاده شد---گ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

[]عمارت عشق[] part 6 / پارت ویژهلباسارو خریدیم و از پاساژ بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط