بیا طبیب دلم عقده از دلم وا کن
بیا طبیب دلم عقده از دلم وا کن
بیا و درد من خسته را مداوا کن
بیا و با نگهت ای زلال پاکی ها
مرا که گم شده ام در گناه، پیدا کن
بگیر دست مرا ای همیشه جاری عشق
ببر چو قطره مرا متصل به دریا کن
توئی که بردن نامت کلید هر قفل است
بیا و قفل لبم را به نام خود وا کن
بیا و درد من خسته را مداوا کن
بیا و با نگهت ای زلال پاکی ها
مرا که گم شده ام در گناه، پیدا کن
بگیر دست مرا ای همیشه جاری عشق
ببر چو قطره مرا متصل به دریا کن
توئی که بردن نامت کلید هر قفل است
بیا و قفل لبم را به نام خود وا کن
- ۱.۷k
- ۲۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط