سناریو
سناریو
وقتی کارتشون برای خرید برداشتی
نامجون
ات عزیزم، بی زحمت سر راهتم برام اینارو میگیری؟
ات: ( لیست ازش گرفتی ) یا خدااا نامی عزیزم اینهمه کتاب میخوای چیکار؟
ات نفسم تو که میدونی من عاشق مطالعه کردنم
ات: درسته درسته ولی دفعه بعد نگی چرا اینقدر پولام کم شده ها
پس کارتو بده من خودم میرم
ات : وی در حیرت به سر می برد
سوکجین
عزیزم کارت من دست توعه؟
ات: اره هندسامم، چیزی میخوای؟
بله خانم خانما برو برام ماهیتابه جدید بگیر، از نوع خوبش ها
ات: چشم عزیزم ( داشتی میرفتی که جلوت گرفت ) باز چی شده؟
عزیزم مثل اینکه یادت رفته شما خرابش کردی با پول خودت هم درستش میکنی
( وبله کل خاطرات و خرابکاری هات با ماهیتابه عشقت یادت اومد )
یونگی
ات: عزیزم من کارتتو برداشتم
چرا؟
ات: کارتو برای چی بر می دارن پیشی گوگولی من !
اههه باش هرکاری دوست داری بکن فقط اونجوری صدام نزن
هوسوک
ات: عزیزم هوپی جونم میشه کارتت بهم بدی؟
چرا سانشاینم؟
ات: عزیزم من دخترم، دخترا به وسیله هم نیاز دارن دیگه
باش اماده شو باهم بریم خرید
ات: مرسی عشقم
جیمین
ات: موچییی کارتتو برداشتم
ات، یکبار دیگه به کارتم دست بزنی من میدونم با تو
ات: هووی پارک جیمین من عشقتما برای من خرج نکنی میخوای برای کی خرج کنی هان ( از اونجایی که عصبانیت تو بدتر از این موچی بود سعی کرد ارومت کنه )
عزیزم بی زحمت سر راهتم برام موچی میخری
ات: این شد یه چیزی جوجه رنگی من
تهیونگ
ات: عشقم کارتت بهم میدی؟
چی میخوای خودم برات میخرم نفسم
ات: خب... و بله دیگه ایشون ورشکسته کردی
جونگکوک
اتتتت کارت بی صاحاب منو چرا بی اجازه بر میدا...
حرفش با دیدن تو که دمپایی در دست داری و اماده زدنی نصفه موند
خیلی وقت بود همچین سناریوهایی ننوشته بودم اگر بد شده ببخشید
وقتی کارتشون برای خرید برداشتی
نامجون
ات عزیزم، بی زحمت سر راهتم برام اینارو میگیری؟
ات: ( لیست ازش گرفتی ) یا خدااا نامی عزیزم اینهمه کتاب میخوای چیکار؟
ات نفسم تو که میدونی من عاشق مطالعه کردنم
ات: درسته درسته ولی دفعه بعد نگی چرا اینقدر پولام کم شده ها
پس کارتو بده من خودم میرم
ات : وی در حیرت به سر می برد
سوکجین
عزیزم کارت من دست توعه؟
ات: اره هندسامم، چیزی میخوای؟
بله خانم خانما برو برام ماهیتابه جدید بگیر، از نوع خوبش ها
ات: چشم عزیزم ( داشتی میرفتی که جلوت گرفت ) باز چی شده؟
عزیزم مثل اینکه یادت رفته شما خرابش کردی با پول خودت هم درستش میکنی
( وبله کل خاطرات و خرابکاری هات با ماهیتابه عشقت یادت اومد )
یونگی
ات: عزیزم من کارتتو برداشتم
چرا؟
ات: کارتو برای چی بر می دارن پیشی گوگولی من !
اههه باش هرکاری دوست داری بکن فقط اونجوری صدام نزن
هوسوک
ات: عزیزم هوپی جونم میشه کارتت بهم بدی؟
چرا سانشاینم؟
ات: عزیزم من دخترم، دخترا به وسیله هم نیاز دارن دیگه
باش اماده شو باهم بریم خرید
ات: مرسی عشقم
جیمین
ات: موچییی کارتتو برداشتم
ات، یکبار دیگه به کارتم دست بزنی من میدونم با تو
ات: هووی پارک جیمین من عشقتما برای من خرج نکنی میخوای برای کی خرج کنی هان ( از اونجایی که عصبانیت تو بدتر از این موچی بود سعی کرد ارومت کنه )
عزیزم بی زحمت سر راهتم برام موچی میخری
ات: این شد یه چیزی جوجه رنگی من
تهیونگ
ات: عشقم کارتت بهم میدی؟
چی میخوای خودم برات میخرم نفسم
ات: خب... و بله دیگه ایشون ورشکسته کردی
جونگکوک
اتتتت کارت بی صاحاب منو چرا بی اجازه بر میدا...
حرفش با دیدن تو که دمپایی در دست داری و اماده زدنی نصفه موند
خیلی وقت بود همچین سناریوهایی ننوشته بودم اگر بد شده ببخشید
- ۷۷۶
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط