گفتم زندگی همیشه آن قصه یک خطی در کتاب ها نیست. گاهی کلاف

گفتم زندگی همیشه آن قصه یک خطی در کتاب ها نیست. گاهی کلاف سر در گمی می شود که هر رشته اش را هزاران سر است و گذاشتن و گذشتن گاهی از مردن سخت تر. وقتی ندانی چه چیز را باید گذاشت و برای چه باید گذشت. زندگی سرنوشت ناگزیری است. همیشه باید کند، یک روز زخم را، یک روز جان را و دیری نمی گذرد که دل را. آنچه تمام شدنی است آرام یا ناگهان اما به پایان می رسد. وقت رفتن که برسد چند عکس و مشتی خاطره مانع هیچ کس نخواهد شد...
دیدگاه ها (۱)

𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐖𝐞 𝐒𝐰𝐚𝐩𝐩𝐞𝐝 | روزی که جای هم بودیم𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑 | 𝐅𝐢𝐧𝐚𝐥شب، ...

فیک : بین راندها

این متن مود این روز هامونه:وقت برای انجام کار اضافه نداشت،شب...

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

تولدت مبارک جونگ‌کوکِ ما… 🐰💜🎂گاهی فکر می‌کنم چقدر عجیبه که ی...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

×🌹 رزهای خونین 🩸ژانر: مافیایی | عاشقانه‌ی تاریک | جنایی | در...

فصل دومپارت پانزدم | قولی برای دو سالروز رفتن نزدیک شده بود....

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط