قرار بود که عمری قرار هم باشیم

قرار بود که عمری قرار هم باشیم

که بی‌قرار هم و غمگسار هم باشیم



اگر زمین و زمان هم به هم بریزد باز

من و تو تا به ابد در مدار هم باشیم



کنون بیا که بگرییم بر غریبی هم

غریبه نیست، بیا سوگوار هم باشیم



نگفتی‌ام ز چه خون گریه می‌کند دیوار

مگر قرار نشد رازدار هم باشیم



نگفتی‌ام ز چه رو رو گرفته‌ای از من

مگر چه شد که چنین شرمسار هم باشیم



به دست خسته‌ی تو دست بسته‌ام نرسید

نشد که مثل همیشه کنار هم باشیم



شکسته است دلم مثل پهلویت آری

شکسته‌ایم که آیینه‌دار هم باشیم
دیدگاه ها (۱)

Part.3

سناریو جونگکوک

True Love⑧ا/تامروز همون پس فردایی بود که لحظه شماری میکردم و...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

وقتی بیماری قلبی داشتی و...¹عضو هشتم و مکنه ی گروه بودی..همه...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط