بخون

بخون
بعضی وقتا ما آدما یه الماسی و تو دستمون داریم ... چشممون به یه گردو میفته که رو زمین داره تو سراشیبی میچرخه و پایین میره ... دنبال گردو میدویم ... اینقدر تند دنبال گردو میدویم که حواسمون از الماس توی دستمون پرت میشه ... وسطای راه خودمون و پرت میکنیم رو گردو و بالاخره میگیریمش ... الماس از دستمون پرت میشه و میره ته یه چاه خیلی عمیق ... گردو رو میشکنیم و میبینیم پوچه و گندیده است ... ما میمونیم و پوست گردویه گندیده و یه دهنه باز و یه دنیا حسرت ... قدره الماسی و که تو دستت داری بدون و نذار یه گردو .. حواست و پرت کنه ... این واقعیت زندگیه ماست ...
دیدگاه ها (۱)

امروز جمعه 28آذرماه... آخرین جمعه آذر آخرین جمعه پاییز آخری...

اگه مثبت فکر نکنیم چی میشه؟فقط یک آزمایش ساده اس :همین الان ...

(flower)(cloud)(flower)(cloud)(flower)(cloud)(flower)(cloud)...

.

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می ...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

ریاکشن

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۵* پرش زمانی به فرد...

بچه ها پارت آخر این سناریو عه بلاخره از دستش، خلاص میشید 🤣🤣 ...

معامله نهاییپارت ۶۹« میشه یک بار دیگه بدون اینکه از زیباییش ...

دمون اسلیر پارت ششم♡☆درون یکی از اتاق ها: زنیتسو:« پــــــــ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

۳۴p***بکهیون در حالی که سعی می‌کرد چهره‌ی بی‌تفاوتش را حفظ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط