" پرواز قوها "
" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت۴۵
* پرش زمانی به فردا صبح *
ویو راوی
فردا صبح بعد از اینکه نورا تهیونگ رو بدرقه کرد خودش هم اماده شد و رفت تا شیرنی های تازه رو درست کنه
وارد مغازه شد و یه راست رفت سراغ شیرینی ها ، پیشبندشو محکم بست و موهاشو جمع کرد و آردی که کنارش بود رو باز کرد و ریخت روی میز و شروع کرد به ورز دادن خمیر ، بعد از اینکه خمیر رو ورز داد قالب شیرینی ها رو اورد و خمیر رو توی قالب های شیرینی گذاشت و بعد از اون هم خامه و میوه های بریده شده رو توی خمیر گذاشت و بعد شیرینی ها رو داخل فر قرار گذاشت و فر رو روشن کرد
+ بلاخره تموم شد
به سمت پیشخوان رفت و دفتر ثبت اطلاعات رو دراورد و روی پیشخوان گذاشت و بعد به طرف در رفت و تابلو رو به سمت حاضر است برگردوند و دوباره برگشت پشت پیشخوان و منتظر اولین مشتری شد
۲۰ دقیقه در با صدای زنگوله باز شد و همین باعث شد نورا ناخودآگاه سرشو بالا بیاره و با لیان روبه رو بشه
( علامت لیان ■)
+اعه سلام لیان خوش اومدی
■ ممنونم زنداداش ........تهیونگ نیستش ؟
+ نه نیست رفته ..... راستی این لباس چه بهت میاد
لیان خنده ای کرد و گفت
■ ممنون زنداداش ....چشمتون قشنگ میبینه
+ خب ..... کاری با تهیونگ داری .... بگو من بهش بگم
■ اممم اره
لیان دستمال گردنی رو از کوله پشتیش در اورد و به نورا داد
■ این دسته من جا مونده اگر میشه بدین به تهیونگ
نورا دستمال گردن رو گرفت و گفت
+ این برای تهیونگ ...... دست تو چیکار میکنه ؟
■ اینو دیروز تهیونگ تو تمرین پادگان به من داد که خودم خشک کنم باهاش ولی جا موند دستم
+تمرین پادگان ؟
لیان که فهمیده بود چه سوتی داده با هول و ولا گفت
■ ا...اره
+ چه تمرینی ؟ کدوم پادگان ؟ تهیونگ هم میره اونجا ؟
■ نههه .....زنداداش من تازه از خواب بیدار شدم دارم چرت و پرت میگم کلا ولش کنین
+ باشهه ( مشکوک )
■ خب زنداداش اینو میدین به تهیونگ ؟
+نه ممکنه تهیونگ رو زودتر از من ببینی بهتره دست تو باشه
■ نهههه ..... من که تهیونگ رو نمیبینم اصلا من نمیرم چاپخونه که
+باشه پس
لیان و نورا از هم خداحافظی کردن و لیان از مغازه خارج شد و رفت ، یه ذره که دورتر شد نورا رفت سمت در مغازه و با چشماش لیان رو دنبال کرد ولی همینکه میخواست از مغازه خارج شه بره دنبال لیان یادش افتاد مغازه باز مونده
+چیکار کنم الان ....اون رفتت
که یهو.............................
[ شما جای تهیونگ بودین لیان رو پاره نمیکردید؟ ]
شرط
۱۰ لایک
۷ کامنت
تا نرسه هم نمیزارممم
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت۴۵
* پرش زمانی به فردا صبح *
ویو راوی
فردا صبح بعد از اینکه نورا تهیونگ رو بدرقه کرد خودش هم اماده شد و رفت تا شیرنی های تازه رو درست کنه
وارد مغازه شد و یه راست رفت سراغ شیرینی ها ، پیشبندشو محکم بست و موهاشو جمع کرد و آردی که کنارش بود رو باز کرد و ریخت روی میز و شروع کرد به ورز دادن خمیر ، بعد از اینکه خمیر رو ورز داد قالب شیرینی ها رو اورد و خمیر رو توی قالب های شیرینی گذاشت و بعد از اون هم خامه و میوه های بریده شده رو توی خمیر گذاشت و بعد شیرینی ها رو داخل فر قرار گذاشت و فر رو روشن کرد
+ بلاخره تموم شد
به سمت پیشخوان رفت و دفتر ثبت اطلاعات رو دراورد و روی پیشخوان گذاشت و بعد به طرف در رفت و تابلو رو به سمت حاضر است برگردوند و دوباره برگشت پشت پیشخوان و منتظر اولین مشتری شد
۲۰ دقیقه در با صدای زنگوله باز شد و همین باعث شد نورا ناخودآگاه سرشو بالا بیاره و با لیان روبه رو بشه
( علامت لیان ■)
+اعه سلام لیان خوش اومدی
■ ممنونم زنداداش ........تهیونگ نیستش ؟
+ نه نیست رفته ..... راستی این لباس چه بهت میاد
لیان خنده ای کرد و گفت
■ ممنون زنداداش ....چشمتون قشنگ میبینه
+ خب ..... کاری با تهیونگ داری .... بگو من بهش بگم
■ اممم اره
لیان دستمال گردنی رو از کوله پشتیش در اورد و به نورا داد
■ این دسته من جا مونده اگر میشه بدین به تهیونگ
نورا دستمال گردن رو گرفت و گفت
+ این برای تهیونگ ...... دست تو چیکار میکنه ؟
■ اینو دیروز تهیونگ تو تمرین پادگان به من داد که خودم خشک کنم باهاش ولی جا موند دستم
+تمرین پادگان ؟
لیان که فهمیده بود چه سوتی داده با هول و ولا گفت
■ ا...اره
+ چه تمرینی ؟ کدوم پادگان ؟ تهیونگ هم میره اونجا ؟
■ نههه .....زنداداش من تازه از خواب بیدار شدم دارم چرت و پرت میگم کلا ولش کنین
+ باشهه ( مشکوک )
■ خب زنداداش اینو میدین به تهیونگ ؟
+نه ممکنه تهیونگ رو زودتر از من ببینی بهتره دست تو باشه
■ نهههه ..... من که تهیونگ رو نمیبینم اصلا من نمیرم چاپخونه که
+باشه پس
لیان و نورا از هم خداحافظی کردن و لیان از مغازه خارج شد و رفت ، یه ذره که دورتر شد نورا رفت سمت در مغازه و با چشماش لیان رو دنبال کرد ولی همینکه میخواست از مغازه خارج شه بره دنبال لیان یادش افتاد مغازه باز مونده
+چیکار کنم الان ....اون رفتت
که یهو.............................
[ شما جای تهیونگ بودین لیان رو پاره نمیکردید؟ ]
شرط
۱۰ لایک
۷ کامنت
تا نرسه هم نمیزارممم
- ۲۵۸
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط