پارت دوم

پارت دوم
آت: کارامو تموم کردم و رفتم برا ناهار
م/آ(مادر آت):به به دختر خوشگلم بیا ناهارت رو گازه
آت: کجا میخوای بری مگه ؟
م/ا:خونه خالت اینا باز با کوک بیاین
آت: باشه بای ، پاشدم رفتم در اوتاق کوک درو باز کردم دیدم مث فرشتهی بدون بال خوابیده موهاشم رو صورتش ریخته ( خودم مردم براش😄😄)
از زبان کوک
----------------
با صدای در بیدار شدم دیدم آت وایساده دید میزنه( خخخخخخخ)
کوک: سلام (خواب آلود)
آت: سلام خوشگله ، صب کن من صد بار نگفتم لخت نخواب سرما میخوری اسیر میشیم .
کوک: الان بیا بغلم
آت: باشه ، رفتم بغلش
کوک : اوکی پاشو من گشنمه
آت: باشه من برم غذا بکشم زود بیا
،رفتم بیرون با چیزی که دیدم پاهام شل شدو افتادم رو زمین این چیزی که من دیدم یه آتیش کوچیک نبود کل خونه داشت میسوخت تنها چیزی که نیتونستم بگم همین بود ، کوکی داداشی داداشی کمکم توروخدا تمام بدم بی حس بود فقط دهنم کار میکردتو خودم جم شده بودم و فقط کوک رو صدا میزدم


اینم پارت دوم امید وارم خوشتون اومده باشه
🤝🏻🤝🏻🤝🏻❤❤❤😊😊😊
دیدگاه ها (۳)

کیوتی🤞❤🍬🍬

مرسی از حمایتت گلم 😊

پارت اول بوس بوس یا جد بنگتن چند بار پلک زدم هوشیار که شدم ف...

معرفی فیک عشق همیشگی من جئون جانگ کوک یه پسر ۲۱ ساله از سئول...

ویو کوکبعد ۴ ساعت بلاخره اومدم خونه که دیدم ا/ت نیست و دوتا ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط