مادر مثه مداد میمونه ،هر لحظه تراشیده شدن و تموم شدنش رو

مادر مثه مداد میمونه ،هر لحظه تراشیده شدن و تموم شدنش رو میبینی، اما پدر مثه خودکاره،شکل ظاهریش تغییر نمیکنه فقط یکدفعه میبینی نمی نویسه.......
تا هستند قدرشونو بدونیم.......
دیدگاه ها (۱)

🥺💔 وقتی می‌فهمی نصف موهای سفیدش،به خاطر غصه‌های تو سفید شده....

آوای شب پارت ۹ویو نویسندهانیا سریع از دامیان و جیوز خداحافظی...

Forced love

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

⁨یک نکته‌ی تکمیلی مهم درباره‌ی مسئولیت‌پذیری بچه‌ها 👇🌱اگه کو...

برادر ناتنی

🖤 پارت شانزدهم | صدای مادرجونگکوک هنوز به صفحه‌ی خاموش گوشی ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهل‌ونهم 𓆪 🖤🥀اسما چشم‌هایش را باز کرد.نفسش س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط