گاهی اوقات احساس میکنی داری تموم میشی..
گاهی اوقات احساس میکنی داری تموم میشی..
میمیری..
انگار یه اسلحه رو شقیقته و تو نمیدونی کِی قراره شلیک بشه..
یه حس گیجی و گنگی خاصی داری..
از خونه ات میزنی بیرون و نمیدونی کجا بری..
خیابون به خیابون..
کافه به کافه..
یه چی کمه انگار..
مثل این میمونه که پا نداشته باشی و بخوای بری جایی..
یا دست نداشته باشی و بخوای بنویسی..
یا اینکه بهترین منظره هارو نتونی ببینی..
ولی خب همه چی سر جاشه، دستت پاهات چشمات..
اما در عین حال یچی کمه..
یچیز مهمتر انگار نیست!!
میفهمی منو؟؟؟
میدونی چی میگم؟؟
من اسم این حسو میذارم دلتنگی..!!
تو بهش چی میگی..؟؟
میمیری..
انگار یه اسلحه رو شقیقته و تو نمیدونی کِی قراره شلیک بشه..
یه حس گیجی و گنگی خاصی داری..
از خونه ات میزنی بیرون و نمیدونی کجا بری..
خیابون به خیابون..
کافه به کافه..
یه چی کمه انگار..
مثل این میمونه که پا نداشته باشی و بخوای بری جایی..
یا دست نداشته باشی و بخوای بنویسی..
یا اینکه بهترین منظره هارو نتونی ببینی..
ولی خب همه چی سر جاشه، دستت پاهات چشمات..
اما در عین حال یچی کمه..
یچیز مهمتر انگار نیست!!
میفهمی منو؟؟؟
میدونی چی میگم؟؟
من اسم این حسو میذارم دلتنگی..!!
تو بهش چی میگی..؟؟
- ۶.۲k
- ۱۹ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط