#متن عاشقانه زیبا

#متن عاشقانه زیبا


منتظر دلبر می‌ شدیم که شب بشه
بیاد براش از روزمون بگیم!!
روزا که پیداش نبود..
می‌ گفتیم آخه جانِ ما تو که روزا
نیستی پس چرا دیگه دیر
جواب میدی؟!
اصن بگو رواست چنین بی حساب
ظلم کنی؟!
می‌ گفت بله حق با شماست کاریِ
اما
یکم که گذشت فهمیدیم کاری
اسمشه :)) با این کاری پارک میره..!!
سینما می‌ برتش
کاری رو تو آغوش میگیره یا حتی
می‌ بوسه..
ما هم که از خدا بی خبر
منتظر می‌ شستیم شب بشه بیاد خستگیاشو به جون بخریمو
براش تو حرفامون
انار و گلپر دون کنیم!!
نفهمیدیم چی شد یهو دیدیم دلبر
دیگه دلبر ما نیست
و تا چشم باز کردیم نفرت اومد
نشست جاش...!!
خلاصه که جایگزینه خوبیه این
نفرت جانمون
چون نه کاری داره :))
نه غم از دست دادن داره!!
نه بی بغل خوابیدن عذابت میده..!!
فقط خودتو داری و خودت...
یه جوری خوشبختت میکنه که یادت
میره اصلا یه روز دلبر داشتی...
دیدگاه ها (۶)

رمان از امروز صبح تا فردا شب؛پارت۱چویا از خواب بیدار میشه و ...

The Price of Beingفصل اول _ یک شروع تلخ * "part 1"ب...

سناریو بلولاک/:قفل آبی

سناریو بلولاک/قفل آبی

ساعت نزدیکای هفت شده بود و صدای قل‌قل خورش قورمه‌سبزی و بوی ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

#چندپارتیموضوع:(وقتی ازش فرار میکنی)تا ابد و یک، دوست دارم!ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط