*P1

*P1
ویو هانا از رفتارش تعجب کردم اما گفتم باشه
هعی بیخیال دوباره گرفتم خوابیدم
_هانا هانا بلند شو رسیدیم
چشم پدر
#بفرمایید خانم و اقا (درو باز میکنه
_ممنون
@هانا بیا ببینم(بغلش میکنه)
پدر بزرگ دلم براتون تنگ شده بود
@منم همینطور عزیزم
_پدرجان منم هستما
@ای حسود بیا بغلم ببینم پسرم
علامت خاله ی هانا٪
علامت دختر خاله ی هانا&
علامت مادر بزرگ هانا☆
علامت دایی هانا♡
علامت زندایی هانا ✓
علامت دختر دایی هانا~
٪بیاین تو دیگه
♡اره ببابن تو هوا سرده
چشم
~اه باز این اومد
&اره اه
وای بازم دختر دایی و دختر خاله ی سلیطم اونا خیلی زشتن و چاق اما پرو پدربزرگم ازشون متنفره کلا اینجا همه به جز پدربزرگ و مادر بزرگم لز من متنفرن به خاطر اینکه من قراره وارث شرکت پدربزرگ بشم
☆دختر گلم(بغلش میکنه)
مادر بزرگ دلم براتون یه زره شده بود
~اگه اینقدر دلت تنگ میشه چرا تند تند نمیای(تیکه انداخت)
من مثل بعضیا بیکار نیستم
&اهان مثلا چه کاری داری؟
من مجری و بازیگرم و نویسندگی هم میکنم بنظرت این کار کمیه(ها سوپرایز شدین نه بله دختر ما هنرمنده)
~اخه اینم شد کار
گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بو میده
✓بسه دیگه تمومش کنید
@اره بابا دخترم اونارو ول کن بیا بریم بالا
چشم
☆خوب دخترم چه خبرا
سلامتی
@یونگی از شرکت چه خبر
_مثل همیشه
@خوبه
☆دخترم میدونی دیگه باید برای جشن امشب اماده بشی
بله
@ماشالا تو به این خوشگلی همینطوریم بیای عالی هستی
ممنونم اما من یه سوپرایز براتون دارم
☆اووو
بله(خنده)
_وقتی خندشو دیدم دلم رفت خیلی وقت بود پیشم نخندیده بود
@خوب برین تو اتاقاتون استراحت کنید
_ چشم
هعی دلم گرفته میخوام تو بغل یکی گریه کنم اما خوب کیسو ندارم بیخیال وایسا برم به دوش بگیرم اماده شم رفتم تو حموم وانو اماده کردم و نشستم توش یکم گریه کردم بعدش بلند شدم موهامو شستم و ماسک مو زدم و بعدش بدنمم شستم و لوسیون و اسکراب زدم و اومدم بیرون موهامو که فر بود رو اتو کردم و کرلی شیکی بهش دادم و با مروارید های سفید تزیینش کردم چون لباسم سفید بود
بعدش چون خیلی خوشگل بودم و به ارایش نیازس نداشتم یه کرم و تینت و ریمل زدم بعدش نوبت لباسم بود یه پیراهن نسبتا کوتاه تنگ که اسکی یقه بود و چرم و بالاش هم موج توری بود و استین نداشت با یه بوت چرم سفید همرنگ لباسم و یه دستکشی کع تا ارنجم بود اونم مثل بوت و لباسم سفید چرم بود پوشبدم اکسسوری های برند و الماسم هم انداختم و عطر ویکتوریا سکرتم هم زدم(عطر مورد علاقه ی من)
ویو شوگا:
مرسی که با همایتاتون بهم انرژی میدین
ببخشید بچه ها اشتباهی به جای پارت دو نوشنم پارت یک هر کاری میکنم ویرایش نمیشه
دیدگاه ها (۶)

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

پارت ۲۳

DESTINY#برگ_۳از اتاق بیرون زدم و دیدم یونا ردی صندلی نشسته و...

آواز عشق♣️part2♣️ا/ت ویو رفتم پایین و سوار ماشین هانا شدم و ...

ویو پارک یورین: داشت سرشو نزدیکم میکرد میدونستم میخواد چکار ...

چند پارتی (درخواستی)

My idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط