مــرا بغــل بگیر و باز ، بنام خــود خطـاب کـن

مــرا بغــل بگیر و باز ، بنام خــود خطـاب کـن
تمـام هستی مــرا ، به عشــق خود مجــاب کن
ببوســم و به بوسه ای ، تپش به قلب من فکـن
مرا که سرخوشم ز تو،به بوسه ای خــراب کـن
به خلــوتی نشسته ام ، کنار عکس هـای تــــو
مــرا کنــار بودنت ، بیـــا و انتخــاب کــــن
بیــا ببین که خواب هم ، زچشــم خسته ام پریـد
بیا دو چشم خسته را ، ببوس و مست خواب کـن
شــدم اسیر عشــق تو ، تپش تپش صــدای دل
میـان عــاشقــانه ها ، مــرا تو انتخاب کــن
بیـا و دعـوتم بکن ، به بزم بوســه هـای خـــود
جــدایی و فــراق را ، برای مـن ســراب کــن
دیدگاه ها (۵)

.برف باریده بر این جاده و جایت خالیستدست در دست من اما رد پا...

این هوای دل تنگ‌ است که می گریاند؟یا صدای غزلت باز مرا می خو...

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنمبعد عاشق کردنش خود را فدایی...

زیر پلکت سایه بانم میدهی؟سوختم، آیا سر پناهم میدهی؟آتشی افتا...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط