سرنوشتم چیز دیگر را

سرنوشتم چیز دیگر را
روایٺ مے ڪند

بے تعارف ایݩ دلم
خیلے هوایټ مے ڪند

قلب من با .. هر صدا
با هر تپش, با هر سڪوټ

غرق در خوݩ یڪ نفس دارد
دعایټ مے ڪند....
دیدگاه ها (۱)

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۵: باران ناگهانیع...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

در لحظه‌ای که باد آرام می‌وزد، قلب‌ام می‌رسد به صحنه‌ای نامر...

موسیقی

سوگند به شب‌های بی‌ستارهو به زمزمه‌ی باددر رقصِ برگ‌های خسته...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط