سناریو

سناریو
وقتی بهشون میگی عاشق*تم


نامجون
ات : عاشق*تم
صبر کن ببینم جدی گفتی
ات : اره عزیزم
( بعدش ات بغل کرد )



سوکجین
ات : عاشق*تم
میدونم
ات : از کجا ؟؟
خب معلومه دیگه من هندسامم همه عاشقمن😌
ات : 😂 از دست تو



یونگی
ات : عاشق*تم
ثابت کن
ات : لپ بونگی بوسید ، باور کردی پیشی
اره ولی بخاطر گفتن اون لفظ قراره تنبیه بشی میدونی دیگه
ات : بله میدونم
( بله دیگه بهتره مزاحم نشیم 😅)



هوسوک
ات : عاشق*تم
واقعااااا سانشاینم داری راست میگی
ات : البته 🙃
( هوسوک از ذوق زیادش بغلش کرد و رو هوا چرخوند)



جیمین
ات : عاشق*تم
جون موچی
ات : جون تو
خیلی خب عشقم از این به بعد باید یاد بگیری د*دی صدام کنی



تهیونگ
ات : عاشق*تم
دروغ میگی
ات : باور کن 🥺
چجوری
( میاد لب*اش میبوسه)



جونگکوک
ات : عاشق*تم
هیس ، دختر خوب بهتره این حرف جای خوبی بیان کنی
ات : مگه تو اشپزخونه چشه
نه دیگه عزیزم اینجا سفته دردت میگیره 😉
ات : ( تو ذهنش) بدبخت شدم
( وبله دیگه ایشونم میشناسیدش همه جا کارشو انجام داد و بعدش هم یک دمنوش خوب برای ات درست کرد)
دیدگاه ها (۷)

سناریو وقتی از سرکار برمی گردننامجون ات : عشقم برگشتی اره عز...

تکپارتی جیمین عنوان: «در ضربانِ تو»هوای شب سئول کمی سرد بود،...

سناریو وقتی تو غذاش تح*ری*ک کن*نده می‌ریزی و اون نی*ازت داره...

سناریووقتی وسط گریه قیافه دوستتو میبینی خندت میگیره به عنوان...

سناریووقتی کارتشون برای خرید برداشتینامجونات عزیزم، بی زحمت ...

سناریو وقتی که باردار میشی و بهشون میگی بنگچان : رفته تو...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی دستشون روی دروغ سنجه و ازشون می پرسی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط