دلم تغییر می خواهد!

دلم تغییر می خواهد!
یک اتفاق خوب ...
دلم یک قهقهه از ته دل می خواهد!
دلم می خواهد که بی تشویش بتپد!
این روزهای پر از خستگی ...
این روزمرگی های مدام و ملال آور ...
این که قدم هایم سنگین است و آرام ...
این ساعت های مشخص و منظم و تکراری زیر سقف های تکراری ...
خوشایند من نیست!
دل من این ها را بر نمی تابد!
مرا می کاهد!
فر سوده ام می کند!
فرسوده ام کرده است!!
دیدگاه ها (۱)

حکایت ما آدم ها حکایت کفشاییه که اگه جفت نباشند هر کدومشون ه...

در لا به لای من زنی پنهان است که هیچ وقت مثل گذشته ها نخواهد...

خوب است که در این سیاره، همیشه کسی هست که به کس دیگری فکر کن...

تمام زندگی شاید همین است، کوچ ما از خاطره ای به خاطره ی دیگر...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

when silence became a scream p27

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

فرمانِ ورود به عصرِ «حَد»؛ فراتر از تماشایِ انهدامدر جهانِ م...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

فرمانِ ورود به عصرِ «حَد»؛ فراتر از تماشایِ انهدامدر جهانِ م...

فرمانِ ورود به عصرِ «حَد»؛ فراتر از تماشایِ انهدامدر جهانِ م...

فرمانِ ورود به عصرِ «حَد»؛ فراتر از تماشایِ انهدامدر جهانِ م...

فرمانِ ورود به عصرِ «حَد»؛ فراتر از تماشایِ انهدامدر جهانِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط