زندگی با من کینه داشت

زندگی با من کینه داشت
من به زندگی لبخند زدم

خاک با من دشمن بود
من بر خاک خفتم

چرا که زندگی سیاهی نیست
چرا که خاک خوب است

من بد بودم اما بدی نبودم
از بدی گریختم

دنیا مرا نفرین کرد

من ستاره ام را یافتم من خوبی را یافتم

به خوبی رسیدم
و شکوفه کردم



احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part33رفتمو به صورتم ی آبی زدمبا لوازم آرایشم...

حقیقتا واقعا خستم میدونم شمام خسته اید به هر حال هرکس به اند...

سرنوشت(ویو من)چند ماه گذشت...دیگه اون دختر خجالتی روزهای اول...

رمان :قرارداد سرنوشت

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

چند پارتی جیمین. (درخواستی)وقتی خیانت می‌کنه...(بچم اصلا اهل...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_53صدای متعجبش اومد+یعنی چی ؟...

سناریو در خواستیییی چیفویو

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 150♡⁠。⁠)⁩نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط