ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است

گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است

افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
تحریر خیال خط او نقش بر آب است

بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است

معشوق عیان می‌گذرد بر تو ولیکن
اغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب است

گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید
در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است

سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم
دست از سر آبی که جهان جمله سراب است

در کنج دماغم مطلب جای نصیحت
کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است

حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز
بس طور عجب لازم ایام شباب است
دیدگاه ها (۱)

ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩتا خوب ﺷﻨﺎﺧﺖآﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ در ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖاز ...

یکی بود یکی نبود، اونی که بود تو بودی و اونی که  نبود ما بود...

وقتی برای دیگران لقمه بزرگتر از دهنشان باشیآنها چاره ای ندار...

.

ما را ز خیال تو چه پروای شراب استخم گو سر خود گیر که خمخانه ...

ما را ز خیال تو چه پروای شراب استخم گو سر خود گیر که خمخانه ...

افسوس که شد دلبر و در دیده گریانتحریر خیال خط او نقش بر آب ا...

تولد مبارک بچه تهرون...الهی صد و بیست ساله بشی.....ما را ز خ...

دوستی یک چیز بزرگ نیست،میلیون ها چیز کوچک است...!!!............

#فال_روزانه..سه شنبه 31 اردیبهشتهمراه فال حافظ با تعبیر فال ...

#فال_روزانه… سه شنبه 14 خردادهمراه فال حافظ با تعبیر فال حاف...

#فال_روزانه...شنبه 18 خردادهمراه فال حافظ با تعبیر فال حافظف...

#فال_روزانه… سه شنبه 14 خردادهمراه فال حافظ با تعبیر فال حاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط