به نام او به یاد تو …

به نام او به یاد تو …

شاید غروب تلخ ترین لحظه ای باشد که خورشید آن لحظه را طی میکند و برای تو ماندن در این
سیاهی شب چیزی جز نفرت و اندوه فریادهایی که اندوه مرگ را بیان میکنند نیستند !!
غبار لحظه های زندگی تیک تیک ساعتی است که زیبایی آن را نشان میدهد !!
و من در زمستان سرد تو گل های یخی هستم که شکوفه های یخ زده ام و اما تو را باور دارم
شاید گرمی خورشید مرا از بین ببرد اما یاد تو همیشه در قلب یخی من زنده خواهد ماند …

دیدگاه ها (۸)

"تو" را بی دلیل دوست دارم،،، نه ادعای عاشقی کردی،،، ...

ﺩﻟـﻢﺑﻬــﺎﻧﻪ ﯼ " ﺗـــﻮ" ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ !ﺗــــﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧــﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﭼﯿﺴﺖ؟...

می دویم نفس نفس، لای سبزه های بلند،لا به لای پونه های وحشیتا...

دقت کردید هر چی اختراع میشه برای راحتی زنها ست؟لباسشویی!ظرفش...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

࣪˖ ִֶָ🍊شاید عشق واقعی، آن کسی نباشد که زندگی را برایت آسان م...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

📖 آکادمی آستریاپارت دوم | «آتش در برابر یخ»صبح روز بعد...حیا...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط