میسوزم ومیمیرم وغمخوار ندارم
میسوزم ومیمیرم وغمخوار ندارم
عشق بود که ریا کرد و دگر یار ندارم
هرچندبگویمکهدلمشاهدمستی است
اشک است و عذابی و خریدار ندارم
ای دیده خونبار توشاهدمگیر عشق
درد است به قلبم که دگر چاره ندارم
اکنونم اگر هست خطی بر سر دفتر
آهی است فرو خورده و پندار ندارم
(ندا)
@RomanticPoem
عشق بود که ریا کرد و دگر یار ندارم
هرچندبگویمکهدلمشاهدمستی است
اشک است و عذابی و خریدار ندارم
ای دیده خونبار توشاهدمگیر عشق
درد است به قلبم که دگر چاره ندارم
اکنونم اگر هست خطی بر سر دفتر
آهی است فرو خورده و پندار ندارم
(ندا)
@RomanticPoem
- ۵۰۳
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط