من آمده ام ،

من آمده ام ،
بدرقه ات ، " کاش بمانی "
این زمزمه ام بود ...
......... ولی زیر زبانی .

آن لحظه نشد ،
دست تو را سخت بگیرم ...
باچشم بگویم ، " نرو " ،
.............. از دل تو بخوانی

لعنت به من و ...
این همه مغرورشدن ها ...
یا مرگ به این عشق ،
.......... به این عشق نهانی ...!!!

امروز که باید ،
... به کنارت بنشینم .
صدحیف ............
...... که در دست گرفتی چمدانی .!!!
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط