کاش آتش می گرفت

کاش آتش می گرفت
با بوسه ای
بستر سرد از سکوت ِ
رفتنت
کاش بر بوی تنت می پیچید
روح من در تار و پود ِ
پیرهنت
کاش ..............................
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

شب آفتابی ِ بی سایه شدنگم شدن با درد هم سایه شدناز سکوت نعره...

خیال بوسه ایدل را به آتش می کشد هر روزمحال بودنتخواب و خیالی...

من آن نزدیکی دورمدوتا چشمم ، ولی کورممن آن سایه ی آفتابیکه ت...

وقتی شب دهان باز می‌کند تا زمزمه کند، صدایش دیگر نجوای باد ن...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

«پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ پنجره‌های این خانه رو به تاریکی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط