شـایـد ایـن عـشـق نـیـسـت

شـایـد ایـن عـشـق نـیـسـت
شـایـد تـنـهـایـی ست

کـه بـه دل مـی کـوبـد
کـه تـو را مـی جـویـد

یـا کـه شـایـد هـوس اسـت
کـه درون قـفـس اسـت

کـه پـی هـم نـفـس اسـت
مـن نـمـی دانـم چـیـسـت ؟

شـایـد سـرگـرمـی سـت
یـا فـقـط دلـتـنـگـی سـت

حـس مـن هـرچـه کـه هـسـت
فـکـر تـو در خـاطـرم هـر لـحـظـه هـسـت ! !
دیدگاه ها (۶)

نمی دانم ندیدنت،امتحان الهی‌ستیا انتقام الهی...اما هرچه که ه...

احساس می‌کنم پاییز آسمان را به من نزدیک‌تر می‌کندانگار هدیه ...

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

نمی دانم روزی که بمیرم کی خبر مرگ مرا به تو می دهد آیا تو آن...

عاشقانه های شبنم

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط