کاش میشد هیچکس تنها نبود

کاش میشد هیچکس تنها نبود

کاش میشد دیدنت رویا نبود

گفته بودی باتو می مانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام

شاید این رفتن سزای من نبود

من دعا کردم برای بازگشت

دست های تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا می رسی

کاش روز دیدنت فردا نبود
دیدگاه ها (۳)

من پذیرفتم شکست خویش راپندهای عقل دوراندیش رامن پذیرفتم که ع...

از فردا بیشتر مراقب باش تقاص اشک های امشب من سنگین تر از تما...

حکایت کنگر خوردن و لنگر انداختن است ، حضور خاطراتت در وجود م...

تو تنها نیستی... دوستانی در نزدیکی ات قدم می زنند، که شاید ه...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part 30من من کرد: من!؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط