ترس در من از بین رفته بود

ترس در من از بین رفته بود،
چون می‌دانستم که هرگز از کنار او دور
نمی‌شدم و لحظه‌ای ترکش نمی‌کردم،
نه امروز و نه هیچ روز دیگر
در آینده‌ای که در پی خواهد بود
و به مجموع آن زندگی می‌گویند...

📚#نان_آن_سالها
#هاینریش_بل
#book_life
دیدگاه ها (۰)

درس اصلی کتاب اسب سیاه این است که عشق، صبر و ارتباط عمیق می‌...

توانستیم دوام بیاوریم و بدین ترتیب،می‌توانیم این نتیجه را بگ...

دوست‌داشتنِ یک آدم جذاب و کامل، کار مشکلی نیست! چنین عشقی چی...

بعد، ویرژیل دانته رو می‌بره برزخ، جایی که پر از روح‌هاییه که...

همه چیز را کنار بگذار وقتی نمیتوانی با روزگار بجنگی! همه چیز...

ماسه ها قهوه ای رنگ به دخترک احساسی فراتر از ارامش میبخشیدند...

سلام به نام خدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط