باز در چهرهٔ

باز در چهرهٔ
خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و
در غربت دل
"حسرت" بوسهٔ هستی سوزت ...



.
دیدگاه ها (۹)

اذان مغرب بہ افق چشم‌هایت حی علی سجده بہ چشمت ..حی علی سجده...

امشب غم ها برایم مهمانی گرفته اند و من میخواهم بترکانم همه ی...

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شدهبرای آن احساسات مهارنشدنیح...

می‌بویم #گیسوانت راتا فرشته‌ها حسودی کنند...شانه می‌زنم #موه...

#شعر_نو 🕊بر چار ستون تنم انگار تبر زدآن روز که بی‌باک شد و ح...

‌می‌گویند از چشم هر انسان می‌توان، شخصیت آن‌ را متوجه شد. چش...

👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 گفتم بهار 🌸 خنده زد و گفت: ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط