دور این میز که‌از خاطره‌هایت می‌گفت

دور این میز که‌از خاطره‌هایت می‌گفت

باز هم بانی یخ کردن چایم "طو شدی"
دیدگاه ها (۱)

می خواهی بـِروی بـُرو‌آخَـر بی معـرفتچـرا جانم را بـا خـود م...

انداخت خیالت زِ ڪجایم به ڪجاها .....!

ارام بود دریاتا لمس کرد پاهایت تن عریان ساحل را با هر تکان ...

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

آنباکسینگ بعد 50 سالهر بسته‌ای که باز می‌شه، انگار درِ یه خا...

در پی آن آرزوی بی‌کرانای رضا در طلب این آشیان خسته و تنها شد...

🎥 وقتی مو‌سفیدان سیاست دور یک میز جمع می‌شونداون پسرهاشمی رو...

خانم بیسواد دوتن مرغ فاسد کردن مردم نخرن دور می ریزن و یا صا...

چه اندوهی را تحمل می‌کنی کهچشم‌هایت این‌چنین غمگین است؟

اگر روزی میان من و تو آخرین واژه هم خاموش شد اگر نامم برای ت...

باز کردن رگ قلب با استنت( فنری که مسیر خون را دوباره باز می‌...

والان تبدیل شدی به این آدم خفن و موفق هزار با تولدت مبارک با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط