بر زلف تو گر دست درازی کردم
والله که حقیقت نه مجازی کردم

من در سر زلف تو بدیدم دل خویش
پس با دل خویش عشقبازی کردم
دیدگاه ها (۱)

زلف او برده قرارخاطر از من یادگاریمن هم از آن زلفدارم یادگار...

چشم شهلایت بنازم دلبـــرےها می ڪنی تا تــو می خنـدے خودت را ...

می شود ســجده ڪنم بر سرِ زانوی شمامی شود من بشوم هــمدم و بـ...

بیـادلتنـگ یـادخـویـش بـاشیـمڪمـےدانـاودورانـدیـش بـاشیـمزدر...

سعی کردم به تو مشغول شومحیف شد مشغله پیدا کردممن سرِ اینکه ب...

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

غــــم عشقت بحلاوت خورم و دلشادماین عبادت بارادت کنـــم و آز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط